خرید بک لینک
1. کتاب, پرتویی, از اسرار, نماز, سئوال:مگر خداوند به تشکر ما نیاز دارد ؟ اگر بناست از نعمت های الهی تشکر کنیم چرا حتما نماز, بخوانیم؟ تشکر در برابر نعمت ها درست ولی آنکه در میان ناگواری ها زندگی می کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:29

. کتاب, تفسیر,و پیام, آیات, نماز, در قرآن مجید آیات, زیادی درباره نماز, بیان شده است و هرکداماز آنها بیانگر اهمیت و ارزش خاص و جایگاه رفیع این عبادت مهم در پیشگاه خدااست . کتاب, تفسیر,و پیام, آیات, نماز,به بررسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:29

. نماز, از دیدگاه, قرآن, و عترت, قسمتی از متن کتاب,: نماز, قدیمی ترین نیایش به خداست و مظهر و نتیجه خدا پرستی و گرایش به حق می باشد روی همین اساس ابراهیم که دربیان همه ملل مذهبی به عنوان قهرمان یکتا پرستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:29

باز هم سجاده وشوق دعا لحظه های سبز بودن باخدا باز هم عطر گل یاس سپید یک نیستان ناله وشوروامید بال دربال نسیم مهربان می روم تا هفت شهرآسمان میروم تا مبدا نور سحر باحضور عشق باشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:29



حجم : 7.71 مگابایت
فرمت : wmv
دانلود

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:29



حجم : 10:08 مگابایت
فرمت :Wmv
دانلود

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 11:19



حجم : 12.62
فرمت :wmv
دانلود

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 11:19

مواظب باشیم جسم نماز از روح نماز خالی نماند...

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 11:19

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

- قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

- قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

- قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود:

برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود : نماز اول وقت شاه کلید است

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 20:31

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: "من شیطان هستم". مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد: من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 20:31

شهيد محراب آيت الله دستغيب در كتاب داستان هاي شگفت كه از داستان هايي است كه خود شاهد بوده و يا از افراد موثق شنيده است حكايتي را در باب حضور قلب اينگونه نقل مي نمايد: مرحوم حاج سیّد هاشم امام جماعت مسجد سر دزک(2) نقل شده است كه روزى بعد از نماز به منبر رفت و ضمن توصیه به لزوم حضور قلب در نماز، فرمود : روزی در این مسجد پدرم حاج سیّد علی اکبر یزدی می خواست نماز جماعت بخواند و من هم (حاج سیّد هاشم) جزء جماعت بودم ناگاه مردی در هیئت اهل دهات وارد شد و از صفوف جماعت عبور کرد تا صف اول پشت سر پدرم قرار گرفت. مومنین از این که یک نفر داهاتی در محلی که باید جای اهل فضل باشد آمده سخت ناراحت شدند اما او اعتنائی نکرد. در رکعت دوم در حال قنوت قصد فرادی نمود نمازش را تمام کرد همان جا نشست و سفره ای که همراه داشت باز نمود و شروع به خوردن نان کرد.چون نماز تمام شد مردم از هرطرف به او حمله کردند و اعتراض نمودند و او هیچ نمی گفت .پدرم متوجه مردم شد و گفت چه خبر است؟ گفتند امروز این مرد داهاتی جاهل به مسئله آمده صف اول پشت سر شما اقتداء کرده آنگاه وسط نماز قصد فرادی کرده و بعد نشسته نان می خورد.پدرم به آن شخص گفت چرا چنین کردی؟ در جواب گفت : سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم ؟ پدرم گفت در حضور همه بگو.آن شخص گفت: من وارد این مسجد شدم به امید این که در فیض نماز جماعت با شما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:28

ذهن در حالت تمرکز پتانسیل بسیار قوی دارد اما هنگامی که به علت توجه به سوی اشیای مختلف پراکنده می شود نیرو و توان خود را از دست می دهد و هر چه به اشیای بیشتری متوجه و پراکنده تر شود از توان آن کاسته می گردد.هر عمل عبادی علاوه بر آن که مقام وارزش ویژه مذهبی و معنوی دارد موجب تمرکز فکری وذهنی ملموس و قابل توجهی میشود کگه هر کس میتواند آن را به تجربه بگذارد و ادراک کندان تتقو الله یجعل لکم فرقانااگر از خدا بترسید و پروا کنید نیروی تشخیص (فرقانا) را در شما قرار میدهدو قدرت تشخیص از تمر کز قوای ذهنی به دست می آید.ویلیام جیمز :فرق بین افراد نابغه با دیگران یک موهبت فکری نیست بلکه مربوط به توجه کاملی است که به موضوعات و نتیجه های آن مبذول می دارند و میزان نبوغ یک نابغه به درجه تمرکز فکریش بستگی دارد از این سخنان نتیجه می گیریم که نماز حقیقی بهترین وسیله ای برای پرورش توجه و تمرکز در انسان است زیرا نماز گزاری که پیوسته و با تمام قدرت می کوشد تا ذهن خود را از تمامی آنچه غیر خداست منصرف و فقط به خدا متوجه کند و تمام نیروی فکری خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب خوانده شود این برای او عادت می شود و در هر موردی می تواند قوای ذهنی خود را متمر کز کند . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:28

نماز ابوذر ابوذر غفاري از ياران و شيفتگان پیامبراكرم(ص) و علي(ع) بود و مقامي بلند و شأني عظيم داشت اما با اين همه گوسفندانش را خود شخصاً به چراگاه مي برد و چوپاني مي كرد.روزی در چراگاه به نماز ايستاده بود ناگهان گرگي به گله اش زد و گوسفندي را برد ، ابوذر همچنان با خشوع و حضور قلب به نماز خود ادامه داد.شيطان او را وسوسه كرد تا به دنبال گوسفندش برود ولي او با خود گفت اگر تمام گوسفندان را از دست بدهم،محبت خدا و رسول خدا و ولي خدا علي بن ابي طالب و دودمانش مرا كفايت مي كند.در اين هنگام شيري در برابر گرگ ظاهر شد و گوسفند نجات يافت و گرگ را پاره پاره كرد از آن روز شير نگهباني گله ابوذر را برعهده گرفت.وقتي منافقان مدينه شنيدند باور نكردند تا اينكه از نزديك ديدند و شگفت زده شدند.آنگاه پيامبر (ص) فرمود:«اي ابوذر...توبندگي خداوند را به خوبي انجام دادي و خداوند نيز آن شير را در بيابان به تسخير تو درآورد تا نگهبان گوسفندانت باشد.تو از گرامي ترين انسانها هستي كه خداوند آنان را ستوده است كه نماز را برپا مي دارد.» تاريخ : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ | 12:36 | نویسنده : ن.شریفی | .: :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:28

نقل مى کنندکهروزيحضرتفاطمه(س)ازپدربزرگوارشحضرت محمّد(ص) پرسید:اى پدر جان!سزاى هر مرد و زنى که نماز را سبک بشمارد،چیست؟ فرمود:اى فاطمه،هر کس چه مرد باشد و چه زن،نمازش را سبک بشمارد،خداوند او را به پانزده مصیبت گرفتار مى نماید:شش چیز در دار دنیا،و سه چیز هنگام مرگ،و سه چیز در قبرش،و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر. امّا مصیبتهایى که در دار دنیا بدان مبتلا مى گردد: نخست اینکه:خداوند،خیر و برکت را از عمر او برمى دارد. دوّم اینکه:خداوند،خیر و برکت را از روزى اش برمى دارد. سوّم اینکه :خداوند–عزّوجلّ–نشانه صالحان را از چهره او محو مى فرماید. چهارم اینکه:دربرابراعمالى که انجام داده اجر و پاداش به او دادهنمى شود. پنجم اینکه:دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد. ششم اینکه:هیچ بهرهاى در دعاى بندگان شایسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود. و امّا مصائبى که هنگام مرگ به او مى رسد: نخست اینکه:با حالت خوارى و زبونى جان مى دهد. دوّم اینکه:گرسنه مى میرد. سوّم اینکه:تشنه جان مى سپارد،به گونه اى که اگر آب تمام رودخانه هاى دنیا را به او بدهند،سیراب نگشته و تشنگى اش برطرف نخواهد شد. و امّا مصیبتهایى که در قبرش بدان گرفتار مى گردد: اوّل اینکه:خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا او را در قبر نگران و پریشان نموده و از جایش برکَنَد. دوّم اینکه:خداوند گور را بر او تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:28

 روی عکس زیر کلیک کن و از دیدن و شنیدن ادامه مطلب

برچسب: بخوانیم؟؟؟, نویسنده: امیر احمدپور تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 2:55

صفحه بندی